![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ بر علیه پسران با جنبه طراحی شده و ارزش دیگری ندارد.......... |
|
بازم سلام بازم اومديم خداوكيلي بعد اين همه وقت اومديم اونوقت چي ميبينيم ۱۷ تا نظرآخه ۱۷ هم شد عدد خيلي نامردين بابا.....ما اين همه زحمت ميكشيم اون وقت شما...ديگه باهاتون قهريم اصلا شما بگيد ما بايد با چه انگيزه اي آپ جديد بزاريم اصلا جريمتون اينه كه هيچي نميزاريم خيلي خوب بابا ..حالا چرا گريه ميكنيد ....اين دفه رو ميگذريم ولي خداوكيلي جون مادرتون تكرار نشه هان حالا اگه هم به فكر خودتون نيستيد به فكر قلب ما باشد كه ضعيفه ترو خدا.................به فكر ما هم باشيد
اينم يه متن واسه پسراي دانشجوي اين دوره زمونه(خاطرات هفتگي يه پسر دانشجو)
شنبه: همون لحظه ای که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرجا که می رفتم اونو می دیدم یک بار که از جلوی هم دراومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کرد و گفت: «ببخشید» من که می دونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد را می خوندم اومد و پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد. آره دقیقاً می دونم منظورش چیه. اون میخواد زنه من بشه.!!بچه ها می گفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم. یکشنبه: امروز ساعت 9 به دانشگاه رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانمی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن و می خندیدن. تازه به من گفت: «ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین». من که می دونستم منظورش چی بود، اسمش رو می دونستم، اسمش نرگسه. مثله روز معلوم بود که با این خندیدن می خواد دل منو نرم کنه که بگیرمش، راستیتش منم از اون بدم نمیاد . از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم. دوشنبه: امروز به محض اینکه وارد دانشگاه شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست. من که می دونم منظورش چی بود، حتماً مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم از مینا بدم نمیاد از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم. سه شنبه: امروز اصلاً روز خوبی نبود، نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا . فقط یکی از من پرسید: «آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟». من که می دونم منظورش چیه، ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی رنگ بود، احتمالاً استقلالیه!! وقتی جریان را به دوستم گفتم، به من گفت: «ای بابا! بدبخت منظوری نداشته». ولی من می دونم ، رفیقم به ارتباطات بالای من با دخترا حسودیش میشه! حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هر جور شده با این یکی هم ازدواج می کنم!! چهارشنبه: امروز وقتی که داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدن. یکی از دخترای اردو از من پرسید: «ببخشید آقا، دانشکده پرستاری کجاست؟». من که می دونستم منظورش چیه، اما تو کار درستی خودم موندم که چطور این دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده، حیف اسمشو نفهمیدم . راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم هر طور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره، از عشق من پیر میشه.! پنجشنبه: یکی از دوستای هم دانشکده ایم بنام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که می دونستم از این نوشابه خریدن منظورش چیه! میخواد که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، عمراً اگه قبول کنم. جمعه: امروز صبح در خواب شیرینی بودم و داشتم خواب عروسیه بزرگ خودم رو می دیدم.عجب شکوه و عظمتی بود، داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو می کردم که ... مادرم یهو از خواب بیدارم کرد و گفت برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانمی از من پرسید: «ببخشید آقا صف دوتایی ها کدومه؟» من که میدونم منظورش چی بود، اما عمراً باهاش ازدواج کنم! از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، من از دختری که به نانوایی بیاد خیلی خوشم نمیاد شنبه: امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیافتم که مادرم گفت: نمی خواد دانشگاه بری، امروز جواب نوار مغزت آماده است، برو از بیمارستان بگیر راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، مردم میگن من مشکل روانی دارم!!!! وقتی به بیمارستان رسیدم، از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم، به من گفت: «آقا لطفاً چند دقیقه صبر کنید». من که میدونستم منظورش چیه......................... احتمالا هم اين عكسش باشه
=========================== *** نام و نام خانوادگی : کاظم ترک زاده تربيزی موضوع انشاء : فوايد کامپيوتر را توصيف کنيد ! کامپيوتر چيز بسيار خوبی ميباشد و برای ما خيلی لازم داريم . پدرم به من قول داده که که برای هر نمره بالای ۱۲ در کارنامه ام يک تکه از آن را برای من بخرد ! فعلا پدرم يک موس خريده و قول داده ماه به ماه سيستم را آپديت کند !
و حالا ضد حال هاي موجود در اينترنت *** میری تو یه وبلاگی می بینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زادست !!! تمام ویروس ها توش هستن !!! عکس خودت رو پیدا می کنه !!! یاهو و گوگل هم فیلتر شدن !!! می زنی یهو کارتت تموم میشه !!! ( از اون لينکا ) تا آخرش مخت هنگ می کنه !!! وقت جستجو میافته صفحه 4000 !!! به 99% که میرسی یهو RESET میشی !!! تو سایت عمو پورنگ !!! داده یک دفعه خانمت ( بخوانيد مامانت ) می یاد بالا سرت !!! **************************************** االان هم نوبت عكس هاست كه تو آپ امشب همينجور الكي و بدون هيچ دليلي همه عكس هامون رو فوتبالي كرديم پس فوتبالي ها بيان جلو..........
بازيكنان فوتبال در حال دفاع از دروازه... زيدان هم دور ورداشته هان؟؟؟؟؟؟ واسه اينكه گل نخورن به چه كارايي كه دست نميزنن شكار لحظه ها از بازيكن سابق استقلال... صفاي قدمتون...ميبينم كه هنوز هيچي نشده كلي نظر داريم دست گلتون درد نكنه(مثل اينكه ما هم توهم زديم تقصير شماست ديگه از بس كه نظر نميدين اينجوري ميشه اي دي ما رو هم اد كنين anti_boy94
تا آپ بعدی بای بای خوشکلا......
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 0:14 توسط دو تا شیطون بلا(سحرو لیلا) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
فی ذکر مقامات و احوال سحر و لیلا(علیه رحمه الثنا)
آن سلطان های وبلاگ نویسی ، آن شیخ های همیشه آن لاین ، آن بهترین کاربران اینترنت ، آن بلاگر ان نامی معروف به شیطون بلا روز تولدشان سال 1365 هجری شمسی موافق با 1406 هجری قمری ..... آمده است که چندیست به خیل بیکاران تحصیل کرده پیوسته و از بامداد تا شامگاه در سرایی کافی نت نام پلاسند گویند روزی آنان را دیدند در کافی نت نشسته و خیره به مانیتور مینگریستند و می گفتند : یا وبلاگ ....یا وبلاگ ....یا وبلاگ ..... مریدانشان به گردشان آمدند چون حالشان بدیدند پرسیدند : این چه ذکریست؟ گفتند : آن است که چون بیاموزی محبوب خلق شوی و پس از آن وبلاگی بنا نمودند تا آیندگان از آموخته هایشان بهره بگیرند و توشه آخرت نمایند ....درود خدا بر آنان باد .... سلام سلام صد تا سلام خوبین....خوشین....سلامتین دماغتون چاقه.........خوب خدا رو شکر اگه دختری که خوش اومدی اما اگه پسری که لابد از سر فصل این وبلاگ ناراحت شدی......بابا بی خیال دنیا......همش یه جور شوخی وطنزه..........تو هم خوش اومدی........بعدا پسرا نگن تو این وبلاگ تبعیض نژادی صورت گرفته هان..........نظر هم بدید تا مطالب طنز قشنگتری براتون بزاریم.... راستی بچه ها این عکس که بالا گذاشتیم عکس خواهر زاده لیلا جونه ....قربونش برممممم...خوشکله نه..... راستی حتما تو نظر سنجی شرکت کنید بای تا بعد |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|