تبليغاتX
ضد پسر
این وبلاگ بر علیه پسران با جنبه طراحی شده و ارزش دیگری ندارد..........

سلامممممم.......ما اومدیممممممم.........یه مدت باهاتون قهر کردیم تا درس عبرتی باشه برای سایرین که وقتی میان اینجا و مطلب میخونن یه نظر هم بدن .......خوب ما آمای خوفی هستیم........هی میایم می آپیم اون وقت فقط تعداد کمی از دوستان هستند که واقعا مطالب رو میخونن و دستشون طلا نظر هم میدن مثل ستاره جوووون ، احمد رضا ، علی مشکی پوش ،مهسا و عسل مشکی پوش و محمد از خوزستان و داش کانتر و داش ایمانو عاشق (اسمشو یادم رفته)و پسر بد... یه چند تای دیگه که تعدادشون انگشت شماره بقیه دوستانم دمشون گرم وقتی آپ میکنن خبر میدن فووووری جون و آقا مسعود هم که خبری ازشون  نیست نی نی جون و امین پسر جهنمی میان ولی دیر به دیر ....پشکل(مو قشنگ)هم که ما دو تا باهاش قهریم چون دیگه بهمون سر نمیزنه..... آخیش .....تو گلوم گیر کرده بود اگه نمیگفتم میترکیدم....خوب دیگه بسه اینم پست امروز امیدواریم خوشتون بیاد ضمنا به کسی هم بر نخوره ها ....اگه خواست بر بخوره جا خالی بدید (ما اینقدر با نمک بودیم خودمون نمیدونستیم)راستی نظرتون رو درباره قالب جدید بگید

نکته:به جون مامانم الان سه روزه میخوایم آپ کنیم ولی اینترنت کلا قطع بوده...........دیر اومدیم دیگه ...شرمنده

 

 عجب هواپیمایی

 

 

یکی پسرا راست می گند یکی پینوکیو

یکی پسرا مهربونند یکی خرس مهربون

یکی پسرا  قشنگ راه میرند یکی تنسی تاکسی۲

یکی موهای پسرا قشنگه یکی آنه شرلی

یکی خونه شما (پسرا ) قشنگه یکی خونه مادربزرگه

یکی پسرا سفیدند یکی سفید برفی

یکی گوشهای پسرا قشنگه یکی گوشهای زی زی گولو

یکی پسرا خوشگلند یکی پلنگ صورتی

یکی پسرا زبلند یکی ملوان زبل

یکی ما و پسرا ا با هم خوبیم یکی تام وجری

 

 

**********************************

 

پسراي امروزي مثل کرم تينيا ساژيناتا(اگه تونستی بخونی) هستند:

 هيچوقت و در هيچ شرايطي نميتوانيد با انها زندگي مسالمت اميز داشته باشيد

پسراي امروزي مثل کلاغ هستند:

 خيلي زشتند اما به چيزاي قشنگ علاقه زيادي دارند

پسراي امروزي مثل قورباغه هستند:

زبانشون از قدشون بلند تره

پسراي امروزي مثل سگ هستند:

ديگه گوشت نميخوان،دنبال استخوان افتادن !!!!!!! (نکته کنکوري!)

پسراي امروزي مثل الاغ هستند:

براحتي سواري ميدن تا هر وقت که بخواي

پسراي امروزي مثل جغد هستند:

 هر جا پيداشون ميشه با خودشون نحسي ميارن

پسراي امروزي مثل گوسفند هستند:

 هر وقت بخواي ميتوني کمي بهشون آب بدي و سرشون رو ببري

 

 

*********************************************

منحرف ها ببینن

وااااااااااای

اینم داستان یه عروسی خفن که از ما به شما نصیحت بخونید خیلی با حاله ولی ببخشید که یه کم طولانیه

راستی اسم منبع رو هم بگیم بعدا دزد فرهنگی نشیم مطالب طنز

یه عروسی خفن

 

در چنين روز خجسته و ميمون و شامپانزه اي همه دارن خودشونو هلاک مي کنن ، مادر زن و مادر شوهر که معلوم الحال هستند ،هر دو تو فکر اينن که چه جوري پوز همديگرو بزنن و بين فک و فاميل همديگرو ضايع کنن . پدر زن و پدر شوهر هم که آخر مرام ، اند رفاقت ، تيريپ صفا ، مشغول لاف زدن در مورد کسب و کارشونن . گاهي اين ميزنه پشت اون و اون تو دلش مي گه : مرديکه الاغ ... و گاهي اونمیزنه رو  شونه اين و اين تو دلش مي گه : مرتيکه يابو ...... عروس و داماد عاشقانه زل زدن تو چشم هم و دست همديگرو محکم گرفتند و بين جمعيت که دارن خودشونو هلاک مي کنن ، آروم آروم تکون مي خورن ( انگار رو ويبرن) گاهي داماد يک آه حسرت بار مي کشه و عروس از خجالت مثل لبو مي شه و گاهي عروس چشماشو خمار مي کنه و داماد قلبش تاپ تاپ مي کنه و مي افته کف پاش . خاله شهين و عمه مهين و زن دايي پري و زن عمو زري و اَره و اوره و شمسي کوره ، دارن در مورد آخرين مد لباس و کفش مخ همديگرو مي زنن و گاهي اوقات هم واسه خالي نبودن عريضه طلاهاشونو به رخ هم مي کشن ، عمه مهين میگه

: واي چه گرمه ، اين گردنبند الماس هم که 1 کيلو وزنشه ، گردنم داره مي شکنه ، هي به اين اسفندياري گور به گور شده مي گم انقدر واسه تولدم جواهر نگيرا ولي اين مرد حرف حاليش نيست که !!!!! و خاله شهين که حسابي لجش در اومده و حسادتش گل کرده مي گه : وا مهين جون چه جوري با اين شوهر بي سليقه سر مي کني تو ، اين که ديگه گردنبند نيست ، قلادس عزيز دلم ....

مادر بزرگ داماد که وحشتناک جو گير شده ، در حالي که پيژامشو گذاشته تو جورابش و سر تا پاشو حنا بسته ، هي مي پره وسط مهمونا تا برقصه ، هي نوه نتيجه ها مي يان مي برنش کنار و ميگن : عزيز جون اين حرکات موزون واسه قلبتون ضرر داره و هي عزيز جون مثل ذرت بو داده مي پره وسط ، تازه به همين حد که قانع نيست ، در حالي که با شدت تمام دنده عقب مي رقصه ، دستاشو مي بره به آسمون و رو به داماد مي گه

ننه گوربونت برم من ..... بعد تو اين هاگير واگير به طور ناغافل دستاشو مي زاره دوطرف صورت داماد و هي مي چرخونه اين ور مي چرخونه اون ور و شالاپ و شلوپ ، اينور تف مي ماله ، اون ور تف مي ماله ، بعد دستشو مشت مي کنه و در حالي که با تمام وجود مي کوبه تو سينه خودش به عروس خانم مي گه : ننه کرمت خوابيد؟ بيا اينم شاخ شمشادمون که دو دستي داديمش به تو !!! کوفتت بشه! از بچت بکشي الهي!!! و يه چشم غره مشتي هم به عروس خانم مي ره

مادر بزرگ عروس که خيلي خفن غيرتي شده و خونش به جوش اومده ، يه هزار تومني از تو جورابش در مياره و مثل تارزان مي پره وسط که مثلا" شاباش بده . اول مياد سمت عروس ، عروسو مي گيره بغلش و با گريه و زاري (تيريپ گريه) وسط مهمونا داد ميزنه که : واي خدا، نون و پنير آوردن دخترمون رو بردن ، نون و پنير ارزونيتون دختر نمي ديم بهتون

خلاصه به همت فک و فاميل زيپ دهن مامان بزرگ عروس خانم بسته مي شه . مادر بزرگ بعد از اين حرکات نمايشي و رزمايشي ، هزار تومني رو صدقه سر عروس خانم مي چرخونه و مي زاره کف دست آقا داماد بنده خدا . داماد هم که جا خورده و پيش رفيقاش و فک و فاميلاش ضايع شده ، واسه اينکه کم نياره و مردونگي به خرج بده ، خم مي شه و دست مادر بزرگ عروس خانم رو مي بوسه . مادر بزرگ هم که احساساتش به جوش اومده در حالي که همچنان گريه مي کنه مي گه

ننه جون، دخترمثل دسته گلمون رو سپرديم به دست تو ، جون تو و جون اون ، واي به حال خودت و جد و آبادته اگه يه مو از سر دخترکمون کم بشه ..... و اين بار نيز فک و فاميل با تلاش بي وقفه و با هزار بدبختي مادر بزرگ رو از صحنه خارج ميکنن و مي برن مي شوننش رو صندليش

تو اين هاگير واگير پدر داماد دنبال برادر داماد (پسر کوچيکش) مي گرده ولي پيداش نمي کنه ، اين ور و مي گرده ، اون ورو مي گرده ، ولي نه خبري از برادر کوچيکه نيست که نيست، پدر داماد ديگه به ذهنش نمي رسه که بره ته باغ و تو گلخونه رو بگرده . بعد از نيم ساعت سر و کله داداش کوچيکه در حالي که کبکش خروس مي خونه پيدا مي شه . صورتش يه خورده قرمزه ، به به به عجب رژلب خوش رنگي بوده لامصب !!! (يادم باشه شمارشو بپرسم از خانم)

خواهر عروس بيچاره ديگه خل شده ، تا حالا انقدر پسر خوش تيپ و با حال يه جا نديده بود ، انقدر به اين پسر به اون پسر زل زده ، چشاش مثل وزغ ورقلمبيده و زده بيرون و بگي نگي يه کوچولو هم قرمز شده . گاهي مي ره تو نخ اين پسره و گاهي به اون يکي راه مي ده . الهي بميرم براش که انقدر سر در گمه !!!!!  

خلاصه ، همه ول معطلن. موقع شام شده ديگه . عروس و داماد بايد برن سر ميز واسه فيلمبرداري . دست همديگرو گرفتن و خرامان خرامان در حالي که توي يه عالم ديگه هستن مي رن سر ميز . فيلمبردار هم مچلشون مي کنه ...... – از اين ور بياييد...... بشقاب برداريد.....اه نه بابا 1 قاشق بستونه ..... چه خبره 2 تا نوشابه برداشتيد ، يکي کافيه .... حالا از اين ور .... حالا بچرخيد ... نه نشد ، دوباره از اول ... آقا داماد يه قاشق غذا بزار دهن عروس خانم .... عروس خانم لطفا" به جهت حفظ منافع ملي ميهني بانوان ، آبروداري کن و دهنتو کمتر باز کن .... آهان ... حالا شد.... خلاصه عروس داماد تمام امواتشون مي ياد جلوي چشمشون تا يه لقمه شام بخورن . بعد نوبت مهمونا مي شه !!!! همونايي که تا 2 دقيقه پيش اند کلاس بودن و واسه هم کري مي خوندن و پوز همديگرو مي زدن ، تا مي گن بفرمائيد شام ، مثل قوم تاتار حمله مي کنن . مثل نديد بديدا مي ريزن سر ديس غذا ها ، يکي از هولش برنج مي کشه و تالاپ يه قلمبه ژله مي ريزه روش ،

يکي ديگه نمي دونه چيکار کنه و چي برداره ، سالاد و با ظرفش مياره سر ميز خودش و ...... ديگه تا تهش معلومه ديگه.........

 

بعد که همه به حد مرگ و اندازه 2 روزشون خوردند و شام تموم شد ،خواننده که شوخيش گرفته يهو بي مقدمه مي گه : خوشگلا بايد برقصن، خوشگلا بايد برقصن !!! آقا جمعيته که هجوم مياره وسط (عجب اعتماد به نفسي ، خوش به حالشون ) د برقص . خلاصه ديگه ساعت 2 نصفه شب شده ، صاحب عروسي به گه خوردن افتاده که بريد خونتون بابا ، جون مادرتون بريد ديگه ، هزار تا کار داريم . ولي نه همه تازه گرم شدن

 

. ساعت 3.30 بامداد يهو يه نفر از بيرون مثل شصت تير مي پره وسط مجلس و داد مي زنه : کميته ، کميته ، واي واي واي حالا ديدنيه ، همه دنبال سوراخ موش مي گردن ، معلوم نيست کدوم شير پاک خورده اي زنگ زده 110. برادران غيور نيروي انتظامي، با هيبت فراوان وارد مجلس مي شن . آقا ، کراواته که ريخته زمين ، روميزيه که سر خانم هاست

 

برادران نيروي انتظامي در کمال ادب و تواضع از مهمانان عزيز در خواست مي کنن که مثل بچه آدم و با زبون خوش و با پاي خودشون ، تشريف بيارن و سوار ميني بوس بشن . رو ميني بوس نوشته

مبداء : عروسي............ ..... مقصد : کلانتري ............ .. " در بستي"

 

 ديگه آخرشم که مي تونيد حدس بزنيد ، مي رن پاسگاه به صرف کله پاچه و يه استراحت کوتاه.....

 

 

حالا نوبت عکس های این هفته شده!!!!!

یه مدل موی خفن مردونه 1

یه مدل موی خفن مردونه 2

 اون وقت میگن دخترا زورشون نمیرسه...

خوب شد نوشته زنونه ..وگرنه....

چه پسر خفنی؟؟؟؟

ببین چه خوب قایم شده!!!!!!

ایشش...چندشم شد.....

وای اینا رو ببین چه با حالن؟؟؟

عروس فراری دوباره برگشته

وای ...هری پاتر بدددد

 

خوب عکس های این هفته هم تموم شد

یه چیز دیگه هم بگم اینکه یه ویروس تو وب راه اندازی شده که اگه نظر ندید ظرف ۲ ساعت آینده سیستمتون می ترکه ....الان گفته باشیم بعدا شرمندتون نشیم .....قربون بر و بچ

بای تا بعد

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 20:59  توسط دو تا شیطون بلا(سحرو لیلا) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
فی ذکر مقامات و احوال سحر و لیلا(علیه رحمه الثنا)
آن سلطان های وبلاگ نویسی ، آن شیخ های همیشه آن لاین ، آن بهترین کاربران اینترنت ، آن بلاگر ان نامی معروف به شیطون بلا
روز تولدشان سال 1365 هجری شمسی موافق با 1406 هجری قمری ..... آمده است که چندیست به خیل بیکاران تحصیل کرده پیوسته و از بامداد تا شامگاه در سرایی کافی نت نام پلاسند
گویند روزی آنان را دیدند در کافی نت نشسته و خیره به مانیتور مینگریستند و می گفتند : یا وبلاگ ....یا وبلاگ ....یا وبلاگ ..... مریدانشان به گردشان آمدند چون حالشان بدیدند پرسیدند : این چه ذکریست؟ گفتند : آن است که چون بیاموزی محبوب خلق شوی و پس از آن وبلاگی بنا نمودند تا آیندگان از آموخته هایشان بهره بگیرند و توشه آخرت نمایند ....درود خدا بر آنان باد ....

سلام سلام صد تا سلام
خوبین....خوشین....سلامتین دماغتون چاقه.........خوب خدا رو شکر
اگه دختری که خوش اومدی اما اگه پسری که لابد از سر فصل این وبلاگ ناراحت شدی......بابا بی خیال دنیا......همش یه جور شوخی وطنزه..........تو هم خوش اومدی........بعدا پسرا نگن تو این وبلاگ تبعیض نژادی صورت گرفته هان..........نظر هم بدید تا مطالب طنز قشنگتری براتون بزاریم.... راستی بچه ها این عکس که بالا گذاشتیم عکس خواهر زاده لیلا جونه ....قربونش برممممم...خوشکله نه..... راستی حتما تو نظر سنجی شرکت کنید
بای تا بعد

پیوندهای روزانه
عكس عاشقانه - موزيك - اس ام اس - طنز
بزرگترین وبلاگ نانسی
اشک خدا
پندنامه
لنا و الینا
مخلص همه الاف ها
میکده ستاره جوووون
عمومی اخبار بازی نرم افزار
عاشقان آبی یوونتوس
مشکی پوش کوچولو
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
پیوندها
عشق تنها
لیلا دیگه تنها نیست
چرت و پرت های یه پسر شیطون
زینب جون
پسر بد
بچه ایرونی
پسر جهنمی
بهراد
پروشات(مریم)
عاشق بی عشق
کانتر
همیشه غایب
عاشق
عشق سحر و حامد
مشکی رنگ عشقه(عسل جون)
ني ني كوچولو
مريم و علي
گوز خونه
عاشقان عشق
مرد سالاري
فوري جون
پرستو
غريبه
پسر جهنمي رشت
دختران لجباز
هر چيز كه شما بخواهيد..
تبلیغات شما تنها با 6000 تومان در ماه در اشعار فرشاد
چشماي باروني
تا كامران و هومن هست زندگي بايد كرد
بي رنگ تر از آينه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان