تبليغاتX
ضد پسر
این وبلاگ بر علیه پسران با جنبه طراحی شده و ارزش دیگری ندارد..........
سلامممممممممممممممممم
خوشکلا خوفین.......خیلی بدین ها.... دیگه دوستون نداریم.......ما هر هفته می آپیم  اون وقت به جای اینکه پیش رفت کنیم پس رفت میکنیم هی نظرات کم میشه.......بهونه هم واسه امتحانا نیارین که باور نمیکنیم چون همتون وبهاتون رو همیشه آپ میکنید پس این بهونه منتفی میشه سرمون رو گول نمالید......ولی از اون جایی که ما خراب رفاقتیم بازم می آپیم تا شما یه لبخند کوچیک کوشه لبتون بیاد

دروغ دختر ها
تو برام مثل داداشي = يعني جلو تر نيا
من تو رو اندازه داداشم دوست دارم=چون حالم از داداشم به هم مي خوره
از دست من ناراحتي=هستي كه باش به من چه
من حالم بده = يعني بايد ببريم كافي شاپ و كلي چيز برام بخري
من فقط با تو حرف مي زنم = با بقيه مي خندم
من هميشه پيشت مي مونم = مخصوصا وقتي كه كميته بياد
خاطرت برام عزيزه = یعنی بايد يه خاطره بشي
ديروز يكي بهم متلك انداخت = يعني بيا خواستگاريم

من به تو علاقه به اون صورت ندارم=یعنی خیلی بی ریخت و بد هیکلی

فاصله بینمون خیلی زیاده= یعنی خیلی از مرحله پرتی

من الان تو موقعیت بدی هستم= یعنی دلم یه جای دیگه گیره

تقصیر تو نیست تقصیر منه=یعنی عجب غلطی کردن با تو دوست شدم

من تو دوستیمون از هیچ کاری دریغ نکردم=یعنی خبر نداری که چه کارایی کردم

 

 

*********************************************

نامه ای به پدر

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود « برای پدر». پدر با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند : پدر عزيزم،با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با سارا پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره.

پدر سارا به من گفت که ما میتونیم شاد و خوشحال باشیم اما فقط احساسات مهم نیست ، پدر ، اون حامله است

. اون يک کلبه  توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه.......

سارا چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه . ما اون رو براي خودمون مي کاريم سارا برای همه کوکائینها و اکس تازی ها مشتری داره

در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، وحال سارا بهتر بشه

 اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.با عشق،پسرت،( جان)

 

پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من طبقه بالا هستم تو خونه تامی

فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسم که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن

 

 *****************************************

فرهنگ لغات مدرن

 

*آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود

آدم خوار : انساندوست افراطي *

*آدم مغرور : كسي كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد :  يه وجب بلند تر

بزن

احمق : كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد *

*ادب :  يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج

نداشته باشد

*ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند

                 * *الكل : مايع گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را

اوراقچي :  تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند *

ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل*

تازه اش دارد رفتار كند

بز بيار : فلك زده اي كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد *

بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند *

بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند ، دختر ها دنبال شوهر *

چشم : عضوي كه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند *

*خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره

آتش نشاني بدود

*خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد

گذاشت

*دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود

*دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود

*رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است

*رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف

*زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال

*سو ء ظن : سعي در دانستن چيزي كه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي

دانست

*سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند

*عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد

*سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زني او را مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود

*سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود

*ماچ : بوسه اي كه هنوز رنگ آرتيستي نگرفته

*مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خودش نمي داند

*معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود

*موش : خانم هايي كه نصف شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند

*هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش ، اندازه دست زنش

بخرد !

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 0:56  توسط دو تا شیطون بلا(سحرو لیلا) | 
سلام شیطون بلاهای گل

یه خبر خوب اینکه یکی از عزیزانم واسه کارشناسی قبول شده واسه همین هم  خیلی خوشحالم و میخوام براتون بترکونم من که همین جا بهش تبریک میگم.........دیگه اینکه وبلاگمون الان دو تا آدرس داره که باید از آقا مسعود واسه لطفشون تشکر کنیم اینم آدرس جدیدش http://www.zede-pesaran.co.sr/ دیگه خبر خاصی نیست جز اینکه عکس گوشه وب رو هم عوض کردیم(نه شرمنده مثل اینکه نمیشه بعدا بازم امتحان میکنم از دست این بلگفا دارم دیوونه میشم همین روزا سر میزارم به بیابون)یه چیز دیگه اینکه یه نظر سنجی هم گذاشتیم که امیدوارم شرکت کنید و نظرتون رو درباره این وب بگید اون پایینه ها(هر چند خودمون میدونیم در پیته)

با اجازه....رخصت دوستان.....

چگونه با یک پیکان قراضه مخ بزنید(قابل توجه پسرای مخ زن)

1- وقتي که توي يه ماشين تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشيد يکيشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشين راه نميفته ديگه  !!!!!!  IQ البته چون دختری که رانندست حواسش به رانندگیه پس بايد حواستون رو متمرکز کنيد رو اون يکي دختره و روي مخ اون کار کنيد که نتيجه بهتري بگيريد.

2-  تا يه ماشين ديديد که توش دو تا دختر هستند سريع نريد کنارش و بخوايد شماره بديد به دو دليل:الف:اين روش قديمي شده و در ضمن اگه هم دختري بود که شماره بگيره چون ماشين شما پيکان مدل جواديسمه پس از شما شماره نميگيرن! ب:ممکنه تصادف کنيد چون در اون حالت ماشين هاي ديگه اي هم هستند که همزمان با شما اون ماشين خوشگل رو ديدن و چون اونها هم به روش قديمي عمل ميکنن پس سريع ميخوان خودشونو برسونن بهش و اولين کسي باشن که شماره ميدن و از اونجايي که تجربه نشون داده وقتي يه پسر يه دختر خوشگل ميبينه ديگه مخش از کار ميفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشينتون اونجا باشيد  احتمال تصادف زياده!
بنابراين و با توجه به دو مورد فوق نتيجه ميگيريم که وقتي يه ماشين با دو تا جيگر زنده ديديد بايد سريعاً از محل دور شيد و فاصله رو زياد کنيد

3-   مهمترين اصل در زدن مخ يه دختر آرامشه.البته ميدونم که ضربان قلب چه بخواي و چه نخواي ميره رو 1000 اما بايد جوري رفتار کنيد که طرف نفهمه شما استرس داريد.حتي الامکان مي تونيد واسه اينکه نشون بديد چقدر آرامش داريد در حال حرکت در ماشين رو باز کنيد و بپريد بيرون و اين نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!

4-  خيلي وقتا اتفاق ميفته که وقتي يه ماشين رو به عنوان سوژه در نظر ميگيريد در همين حال يه ماشين ديگه هم پيدا ميشه و شما مي مونيد که از اين دو تا ماشين کدومشون رو انتخاب کنيد.راستش اين مشکليه که تا حالا خودمم راه حلي واسش پيدا نکردم ولي خوب شما ميتونيد در اين مواقع خيالتون رو يه کم راحت کنيد از اين بابت که منه نويسنده هم سردرگم ميشم چه برسه به شما!

5-   هيچ وقت وقتي که يه ماشين خوشگل ديديد سعي نکنيد که عمليات محيرالعقول انجام بديد و چه ميدونم سرعتو زياد کنيد و لايي بکشيد واينا... چون واقعاً لايي کشيدن يک پيکان سبز رنگ از بين چند تا پژو و پرايد و ماکسيما صحنه چندان خوشايندي نيست و اولين فکري که در اين حالت به ذهن بيننده خطور ميکنه اينه که احتمالاً راننده پيکان از ده اومده!

6- يه نکته خيلي خيلي مهم رو به خاطر بسپاريد و اون اينکه مطمئن شيد که اون دو نفري که توي ماشين پرايد نشستند و يکي از يکي خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پيشرفت علوم و فنون بعضي وقتا مادره از دختره جوون تر ميشه پس حتماً حواستون جمع باشه!

7 -  سعي کنيد وقتي يه ماشين خوشگل ديديد صداي ضبط ماشينو زياد نکنيد که کل خيابون برگردن ماشين شما رو نگاه کنند چون ديگه اينکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زياد کنه واقعاً خز و خيل شده و در ضمن اين جوري ممکنه طرف هم بپره به هر حال اونا دخترن ديگه مثل پسرا که نيستن که کارشون حساب و کتاب نداشته باشه...


خوب حالا که مراحل بالا رو با دقت بشون توجه کرديد ميرسيم به مرحله اصلي يعني زدن مخ اون خانوم خوشگلا با توجه به اينکه اونا پرايد يا 206 يا چه ميدونم يه ماشين درست و حسابي دارن و شما يه پيکان سبز رنگ و يا فوق فوقش يه پيکان بنفش متاليک که روي داشبوردش از اين سگا هست که کلشون تکون ميخوره!

به نظر شما اين کار شدنيه يا نه؟ اگر من بگم آره باور ميکنيد؟... درسته.......... اين کار شدنيه اما خيلي سخته!

اصلا بابا جان پسر عموی من توي زانتيا که ميشينه به زحمت ميره  مخ يه دختره رو که عقب وانت نشسته بزنه  اونوقت تو با يه پيکان سبز رنگ ميخواي مخ يه دختر جيگر بالا شهري رو بزني؟

 برو بابا.......... برو روتو کم کن.................

************************************************

فرق دخترا و پسرا

 

دختر وقتی میخواد بره بیرون . پنج ساعت و نیم آرایش میکنه هفتاد نوع لباس عوض میکنه . ده جور عطر به خودش میزنه بعد میره بیرون و یه ربع بعد بر میگرده.
پسر وقتی میخواد بره بیرون . یه ربع لباس می پوشه و تا بفهمی چی شده سریع پریده توی خیابون و ده ساعت بعد بر میگرده.

دختر وقتی میخواد خرید کنه قیمت تمام اجناس مغازه رو می پرسه طوری که فروشنده تصمیم به خودکشی میگیره و بعد هیچ چیز از مغازه نمی خره .
پسر اولین جنسی که توی مغازه ببینه میخره و میاره خونه و می پوشه بعد تازه متوجه میشه که اندازش نیست

دختر بعد از پرسیدن قیمت کلیه اجناس و قیمت شورت فروشنده اگه کمی فروشنده شانس داشته باشه تصمیم به خرید یه جنس میگیره و بعد وارد عملیات چونه زنی میشه .
پسر بعد از انتخاب جنس پول دوبله و سوبله به فروشنده میده طوری که تا آخر ماه ته جیبش شیپیش می مونه

دختر دو روز و نیم توی حموم میمونه و عملیات تاکتیکی روی خودش انجام میده.
پسر پنج دقیقه و سی و چهار ثانیه رکورد حمام رفتن میزنه .

دختر برای تابستان کلاس کامپیوتر و زبان و تایپ و ........ رو انتخاب میکنه.
پسر ماه اول تیکه انداختن به دختران گرامی . ماه دوم تور کردن . ماه سوم با عرض پوزش ......

دختر لباس چسبون میپوشه تا حدی که فکر میکنی لباس خواهر کوچیکشو پوشیده .
پسر لباس گشاد تا اونجایی که سی و پنج نفر توش به راحتی جا بشن .

دختر موقع راه رفتن خودشو را طوری تکون میده که همه انگشت به دهن بمونن .
پسر طوری راه میره که از پشت احساس میکنه یه شتر داره یورتمه امتحان میده .

 

**************************************************

از كجا ميشه فهميد يه پسر ایروني هستي؟؟؟؟؟؟

 

اصلا فکر نکنید که من منظوری دارم اصلا فقط دوست دارم حقیقت ها رو بگم....

 

اگه در آن واحد هم فروشنده ماشین باشی هم خواننده

 

اگه هیچوقت حلقه عروسیت دستت نباشه

 

اگه روزی 5تا بسته سیگار بکشی ولی به همه بگی سیگار نمیکشی

 

اگه نوشیدنی مورد علاقت ودکا باشه

 

اگه 35سالت باشه ولی یه تار مو رو سرت نباشه

اگه همه برنامه های تلویزیون رو بببینی ولی جلوی بقیه از برنامه های اونا گله کنی

 

اگه همسرتو طلاق دادی ولی نمیذاری با کس دیگه بگرده

 

اگه تو مملکت خودمون مخ پزشکی هستی ولی تو آمریکا دم چلوکبابی کار کنی

 

اگه ادعا میکنی پدرت بهترین دوست شاه بوده

 

اگه خونه نداری و بیکاری ولی بی ام و میرونی

 

اگه شام اسپاگتی داشته باشی ولی با قاشق بیفتی به جون قابلمه

 

اگه دوستاتو واسه شام پیتزا دعوت کنی ولی یکم برنج هم دم کنی

 

اگه سگ داشته باشی ولی نذاری بیاد تو خونه

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 0:15  توسط دو تا شیطون بلا(سحرو لیلا) | 

 سلام به دوستای گلمون

حالتون که خدارو شکر خوبه .......شنیدم که هوا خیلی سرد شده و همه دارین قندیل میبندین.....خوب به سلامتی .......اینجوری فریز میشین و جوون میمونید......دلتون بسوزه طرفای ما(خوزستان)هوا اونقدرها سرد نیست و خیلی هم قابل تحمل تره ....امروز نمیخوام روده درازی کنم پس بریم سر اصل مطلب ....میخوایم به شما نشون بدیم که ولن تاین در شهر های مختلف چه جوریه.......

ولن تاین در جاهای مختلف

ولن تاين در تبریز
- خديجه : رحيم آقا تو بيلميري امروز چه روزيه ؟
- رحيم : والا فچ ميکنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟
- خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه !
- رحيم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟!
- خديجه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز من و شوماست !
- رحيم : شوما کيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاگو رو از آشپزخونه بيار ...
-
خديجه : رحيم آقا شوما اصن به من هيـــــــچوقت توجه نميکني ! منم به خدا آدمم ! منم مثل شوما از بچگي بزرگ شدم !حق مادري به گردن بچه هام دارم
...
- رحيم : ببين خديج من تا حالا چيزي کم گذاشتم !؟! کوتاهي شده از قبال من ‌؟!
-
خديجه : رحيم آقا امروز همه دوست پسرا واسه دوست دختراشون کادو ميخرن شـــــــوما چرا نميخري ؟
- رحيم : آخه زن ! من چي کارت کنم ؟! کدوم مردي واسه زنش سالي يه بار تولد ميگيره ؟ که من واسه تو ميگيرم ؟
-
خديجه : اصن هر چي شوما بگي !به ما ولرم تايم نيومده ... دستاتو بشور بيا شامتو بخـور !
- رحيم : سيکتير بابا !

-----
ولن تاين در رشت

- ماري : هوووي مرتيکه کون گنده تو خجالت نميکشي ؟!
- ممد آقا : خانوم جان حالا چرا عصباني ميشی مگه چي کار کردم ؟
- ماري : چي کار نکردي ؟! ميدوني امروز چي روزيه ؟
- ممد آقا : سالگرد افتتاح اولين خانه عفاف؟؟؟ ستاره در رشت به مديريت شما ! درسته ؟
- ماري : نه الاغ ! امروز وولوون تاينه !
- ممد آقا : آهااااا پس بوگو زرت و زووورت تلفن با شما کار داره قضيه سر چيه !!!
- ماري : به تو ربطي داره ؟
- ممد آقا : نه خانوم جان من گه بخورم  !
- ماري : خب کووو کادوت ؟
- ممد آقا : راســـــــــتش خانوم جان شرمنده ...ميخواستم برات گردنبند بخرم ديدم عباس آقا خــــريده !خواستم دستبند بخرم ديدم آقا هوشنگ خريده ...دست رو هر چي گذاشتم يکي از همسايه ها گرفته بود ...
- ماري : نه بابا از تو بخاري بلند نميشه !پاشو اون کون?? کيلويي رو تکون بده اون موبايل منـــو ور دار بيار يه زنگ بزنم به عباس شام بريم بيرون ...
- ممد آقا : چشم خانوم جان ... من شمارو بعد از خدا به عباس آقا ميسپرم ... !!!

-----
ولن تاين در جواديه طهران (اونم با طای دسته دار)

- بتول : آق ميتي ميدوني امرو چه روزيه ؟
- ميتي : دست کم گرفتي مارو مس که !خب امروز سالگرد آزادي آق ميتي از زندون ديه !
-
بتول : نه بابا ... امروز روز زيد بازاست ...توام که امام زيد بازايي ... !
- ميتي : خدايي ؟! پس کثافتکاري داريم امشب !
- بتول : اول کادو آق ميتي ...
- ميتي : واستا ... بيگير اينو بپوش ...خدايي کل مسجد شارو گشتم اينو پيدا کردم ...از رنـگ سبز فسفري خوشت ميومد ديه ؟! اينو بپوشي چه هولويي ميشي ! بترکونيم !
- بتول : ايول ! دمت گرم  آق ميتي !خداييش خيلي آقايي ! آخه کي ووولوووم تاين واسه زيدش مايو سه تيکه ميخره ؟ ها ؟
- ميتي : دهـــه ! اين جاي تشکرته ان ترکيب ؟ ميخواي يه جوري بزنم تو لگنت که مثه اين مايو سه تيکه بشي ؟!
- بتول : اصن ميدوني چيه نخواستيم داداش ... به ما اين غلطا نيومده ...
-
ميتي :‌ گو ميخوري نميخواي !مگه منو تو چيمون از اين بجه سوسولا کمتره که ووولووم تاين ميگيرن واسه هم ...
- بتول : باشه باااااا ! بیخیال ...
-
ميتي : آها ايول بده بياد .... جووووووووون

***************************************

خواهران چند نوع داداش دارند

 

1.داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجاني بگيرن

2.داداش خرزور تا در مواقع لزوم حال بعضي ها را بگيره

 3.داداش خوش تيپ و پول دار تا به دوستانش بگه اين بي اف منه

 4.داداش خر خون تا موقع امتحان براش تقلب بنويسه

 5.داداش ماشين دار تا اونو به موقع سرقراربرسونه

6.داداشي که چشم ديدنشونداره(همون داداش واقعي خودش)

***************************************

حالا براتون یه سورپریز خفن دارم ...........یه تست روانشناسیه که بخونید و انجام بدید و حالش رو ببرید

این تست برای دخترها یی که ناراحتی قلبی دارند پیشنهاد نمی شه

 

1-با دوست پسر خود طبق فاصله ی قانونی روی نیمکت پارک نشستید که منکرات میاد بالای سرتون

الف) دوست پسرتون بلند می شه ومیگه : " مگه از روی نعش من رد شید بزارم زیدمو ببرید "

ب) دوست پسرتون فرار می کنه و شما هم جز فرار راه دیگه ای ندارید

ج) دوست پسرتون فریاد می کشه دست از سرم بردار بابا من زن و بچه دارم

2- با دوست پسر خود در یک کافی شاپ نشستید ( مثلا طبقه ی دوم یه کافی شاپ نزدیک کلانتری 15 ) و گارسون منو رو میاره

الف) پسره منو رو می ذاره جلوتون و می گه انتخاب کن عزیزم

ب) دوست پسرتون یواش می گه من هر جا برم پیکمو خودم حساب می کنم اینجام فقط یه لیوان آب پرتقال می خورم

ج) دوست پسرتون یه چیزی سفارش می ده که شما اسمشم نمی تونید بگید و تند تند می خوردش و به بهانه ی اینکه باید مامانشو برسونه دکتر جیم می زنه و شما می مونید و میز

3- با دوست پسر خود توی ماشین نشستید که ناگهان یه 206 آلبالویی با 3 تا دختر  مشت و ضبط بلند میان کنارتون

الف) پسره سرشو زیر میندازه و سرعتشو کم می کنه تا رد بشن

ب) پسره سعی میکنه بدون اینکه شما بفهمید از همون مسیری بره که اونها می رن و چند تا شیرین کاری هم می کنه

ج) در حالی که با یه دستش شما رو به زیر صندلی فشار می ده تا اونا شما رو نبینند با دست دیگه لایی می کشه

4- دارید تو یه خیابون سوت و کور قدم می زنید و در مورد هوا صحبت می کنید که چنتا بچه ی شر بهتون تیکه میندازن مثلا به پسره می گن خوش به حالت

الف) دوست پسرتون در حالی که پشت به شما ازتون محافظت می کنه شروع می کنه به دعوا کردن و کتک خوردن

ب) جوری که شما بشنوید اما اون اوباش نشنون چند تا فوحش از اون خفن هاش نثارشون می کنه

ج) در حالی که نمی تونه خندشو پنهان کنه می گه راستی امرز چقدر هوا گرمه

5- با خونوادتون رفتید به بازار واسه خرید که ناگهان دوست پسرتونو با خونوادش می بینید که اونهام اومدن خرید

الف) دوست پسرتون کنترلشو از دست می ده و چنان نگاه نافذی به ضمیمه ی یک لبخند لوس و شاید یه چشمک به شما تقدیم می کنه که بدجوری تابلو می شه

ب) بدون اینکه به روی خودش بیاره سعی می کنه خونوادشو راضی کنه از همون مسیری که شما می رید حرکت کنن

ج) شما رو نمی بینه حتی وقتی واسش دست تکون می دید

6- شما یه تک زنگ می زنید به گوشیش

الف) کمتر از یک ثانیه بعد بهتون زنگ می زنه و 2-3 ساعت با هم حرف می زنید

ب) 10 دقیقه بعد از تلفن عمومی بهتون زنگ می زنه

ج) بهتون زنگ نمی زنه تا خودتون دوباره بهش زنگ بزنید ( سایلنت بوده لابد نشنیده)

7- رفتید خونه ی دوست پسرتون ( برای بجا آوردن سنت حسنه ی صله ی ارحام ) که اون شما رو تو اتاقش تنها می ذاره تا مثلا گلاب بروتون بره دست به آب و شما از روی کنجکاوی کشوی میزشو باز می کنید و ........

الف) یه فلش بک می زنید به 3 سال پیش که براش یه آدامس خریده بودید چون از اون آدامسه تا آخرین کادوتون حتی نامه هاتون رو داره و حتی یه عکس که از بچگی هاتون که دو سال پیش خودتون بهش دادید

ب) تو کشوش کلی خرت و پرته که هیچ ربطی به عشق نداره

ج) توی کشو کلی نامه ی عاشقانست که هیچ کدوم خط شما نیست و کلی عکس که هیچ شباهت خواهری به پسره نداره

8- دوست پسرتون گوشی موبایلشو کنارتون جا می ذاره و این بهترین فرصته تا دفتر تلفن موبایلشو دید بزنید

الف) اولین نفر اسمه یه پسره که با الف شروع می شه ولی شماره ی شماست

ب) فامیلی شما سر جاش به ترتیب حروف الفباست

ج) اسم شما به وضوح دیده می شه البته بین 20 تا اسم دختر دیگه که اونهام به وضوح نوشته شدن ( احتمالا مثله بعضی ها اسمارو زوود یادش می ره)

9- روز ولنتاین هست و شما از قبل همه چی رو آماده کردید تا یه عصر دل انگیز رو با دوست پسرتون بگذرونید

الف) همونطور که انتظار داشتید بهتون زنگ می زنه و باهاتون قرار می ذاره و سر قرار بهتون یه گل هدیه می ده و موقع خداحافظی با یه کادوی خفن غافل گیرتون می کنه. (عمرا اگه)

ب) یه شاخه گل یا شکلات با یه نامه ی عاشقانه کادوی شماست(اینم ازشون بعیده)

ج) وقتی بهش زنگ می زنید کاملا مشخصه که یادش رفته چه خبره امروز و وقتی از دستش ناراحتید و پشیمون می شید که کادوشو بهش بدید متوجه می شید اصلا کادویی نداشته که به شما بده

10) برای اینکه امتحانش کنید زنگ می زنید و بهش می گید که خواستگار دارید و باید همه چی تموم شه

الف) گریه می کنه و ... ( بقیشو نمی گم تا آبروی هر چی مرده نبرم)

ب) وقتی با ارزوی خوشبختی برات تلفن و قطع می کنه به خودش می گه حالا چه طوری دوباره مخ بزنم

ج) بعد از چند لحظه سکوت با صدای یواش می گه " الان سر کلاسم بعدا زنگ بزن" ( من موندم صدای کی بود گفت حکم گیشنیزه ولی کلا بیخیاله دوباره امتحان گرفتن بشید بهتره )

************************************************

در تمام سوالات گزینه ی (الف) 5 امتیاز و گزینه ی (ب) 3 امتیاز و گزینه ی (ج) 1 امتیاز داره

************************************************

نتیجه:

اگر امتیاز شما کمتر از 30 شده :

دوست پسر شما اصلا شما رو دوست نداره . اگر شما هم اونو دوست ندارید خوب بهتره دیگه بهش زنگ نزنید مطمین با شید که یادش نمی افته یکی از زیدا کم شده . اما اگه خیلی بهش علاقه دارید بهتره به سراغ نزدیک ترین فالگیر , کف بین و جادوگر برید ( تو اصفهان زیاد پیدا می شه) تا یه کم عرق مورچه رو با دم مار و چشم تمساح بده بهت تا بخوردش بدی بلکه عقلش بیاد سر جاش......

اگر امتیاز شما بیشتر از 30 شده :

همای سعادت روی شونه شما نشسته و دوست پسرتون خیلی دوستون داره حتی ممکنه خر شه و باهاتون ازدواج کنه اما نظر شخصی من اینه که یه همچین معجزه ای بیشتر به درد کتابا می خوره نه زندگی و زن و بچه مگه نه ؟؟؟؟؟؟

اگر امتیاز شما دقیقا 30 شده :

سیب زمینی همش گزینه ی (ب) رو زدی فکر کردی زرنگی به جرم تخلف امتحانی نمی تونی دوباره امتحان بدی

                                 

به جون مامانم کلی عکس هم آماده کردم که بزارم ولی آپلود نمیشههههه....کممممکککککککک

*********************/*************

الان بعد نیم ساعت دوباره اومدم

چشم شیطون کر گوش شیطون کور انگار داره عکس ها درست میشه پس ببینید و دعامون کنید

طفلک بچه ترسید.....

مغز این یارو ارور میده

بیناموسی بیداد میکنه ....بی تربیت....

کاریکاتور تیم آلمان

این پسره چرا پیچیده شده

بوش و صدام کنار هم

خانواده تروریست ها

وااا... این چرا اینجوریه بابا

خوب دیگه بسه برین به کار و زندگیتون برسین ......

قربون همتون

تا بعد بای

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 1:33  توسط دو تا شیطون بلا(سحرو لیلا) | 
سلام دوستان

خوبید ...خوب خدا رو شکر....میدونم که خیلی دلتون واسه ما تنگیده بود و صبح تا شب از دوریمون گریه میکردید ....اشکاتون رو پاک کنید که ما اومدیم تا دوباره این چرت و پرت ها رو بگیم و بریم خوبیش هم اینه که رو کم نمییاریم مطلب هم کم نمییاریم اگه هم مطلب نداشتیم از خودمون حرف در میاریم شما هم که الاااااااف......(شوخی کردم هان)تو این دو هفته این سیستم ما هم قاطی کرده بود که حسابی از خجالتش در اومدیم(یک کتک جانانه)الان هم میخوایم براتون یه سری مطلب بزاریم که از حالا بگم که تصمیمت رو بگیری .......اگه میخوای نظر ندی نخونش چون مدیونی که نظر ندی اون دنیا سر پل صراط خرت رو دو تا شیطون بلا میگیرن هان....گفته باشم

*******************************************************

تقسیم بندی زنها  و مردها  در ایران ما

 

مردها كلا به سه گروه اصلي تقسيم میشن:

@گروه اول مردهائي هستند كه دوست دارن خودشون رو بدبخت كنند! اين دسته از مردان ميرن زن ميگيرن

@گروه دوم مردهائي هستند كه دوست ندارن خودشونو بدبخت كنن، ولي تا چشم باز ميكنن ميبينن سه، چهار تا بچه مردم رو بدبخت كرده‌اند! اين گروه ميرن كشيش كليساهاي كاتوليك ميشن

@آخرين گروه هم مرداني هستند كه ميرن زن ميگيرن، بعدش باز هم ميرن زن ميگيرن، اونوقت ميرن يه زن ديگه هم ميگيرن و يه دو جين هم صيغه ميكنن! اين گروه ميرن فقيه ميشن و مرجع تقليد مسلمين جهان!

و اما زنها كلا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن:

@گروه اول زنهائي هستند كه مردها رو بدبخت ميكنن

@گروه دوم زنهائي هستند كه اشك مردها رو در ميارن

@گروه سوم زنهائي هستند كه جون مردها رو به لبشون ميرسونن

@گروه چهارم زنهائي هستند كه كاري ميكنن مردها روزي 18 بار (‌ميانگين!)‌ آرزوي مرگ كنن

@گروه پنجم زنهائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستند (‌ولي هستند).

و حالا میخوایم بگیم که اگه زن ها بر دنیا حکومت میکردن چه اتفاقایی می افتاد

 

  

اگر زن ها بر دنیا حکومت میکردند

 

 *مردها به پرخوابي معروف مي شدند.

  *زن هاي كمتري رژیم مي گرفتند، چون استاندارد وزن ایده آل آنها از 40 كيلو بالاتر مي رفت.

-  *خريد به عنوان يکي از حرکات آيروبيك در نظر گرفته مي شد.

- *مردها منشی روسای زن مي شدند.

- *دستمزد مردها در ازاي هر يک دلاری كه به دست مي آورند، 70 سنت بود.

- *در حالي كه زن مشغول تماشای تلویزیون بود، مرد خانه برایش نوشیدنی و آب میوه مي آورد.

- *مردها عباراتی چون «متاسفم، دوستت دارم، اصلا چاق به نظر نمي رسي» را ياد مي گرفتند.

- *مردها را بنا به وضع ظاهرشان و زن ها را بر اساس عملكردشان مورد قضاوت قرار مي دادند.

- *مردها از صبح تا شب در اين فكر بودند كه زن ها در چه فكرند.

- *مردها همان قدر كه به كار خود اهمیت مي دادند، استحکام روابط خانوادگی و خویشاوندی خود را نيز مهم مي شمردند.

- *برنامه خبر ورزشی در تلویزیون بیشتر از يک دقیقه نبود.

- *مردهای چاق دائما نگران اضافه وزن خود بودند.

 

در آخر هم با تشکر از آقا مالک از اهواز که این مطلب رو برامون فرستادن ما هم با اسم خودشون تو وب میزاریم

 

ويژگي پسرهاي ايراني

 1- چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه.

 2- تا يه دختر خوشگل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش.

 3- چشمك جزو تيك عصبيشونه.

 4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن.

 5- اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره

6- دوستت دارم جزو حرفاي روز مرشونه

7- زبان باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روي زمين.

 8- مي خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه

 

حالا هر کدوم از شما که بهش بر خورد بگه تا ای دی آقا مالک رو بهش بدم(شوخی کردم هان کاریش نداشته باشید بچه خوبیه)

حالا هم نوبت عکس های این هفته شده

 

خوشگلا باید برقصن....

یه مغازه شیک و با کلاس بالای شهر.....

جیمی با من حرف بزن!!!!!!!

پس بگو گیتار شمایی زاده رو اینا بردن....

بچه بیا بریم امروز سیزده به دره...

یه نمونه از اعجوبه های خلقت..!!!!

اینکه هنوز کوچیکتر از اونیه که تنهایی بیاد بیرون...

یه قفل جدید برا کفشاتون؟؟؟؟

یه ژست عالی واسه عکس!!!!!

نگران نباشید قول داده رژیم بگیره قبل از اینکه بمیره

خوب حالا نظرت رو بده و بدو برو خونتون اگه ندی مدیونی هر چی خوندی حرومت 

 

ای دی ما رو هم اد کنید واسه اینکه از به روز شدن وب باخبر بشید anti_boy94

 

دم آخری اینو دلم نیومد نزارم

يه روز يه پسره از خدا ميپرسه: خدا چرا اين دخترا رو خوشگل آفريدي ؟ خدا ميگه تا شما دوستشون داشته باشين. پسره ميگه خب پس ديگه چرا اينقدر خنگ آفريديشون ؟ خدا ميگه برا اينکه اونها هم شما رو دوست داشته باشن

بای بای

  

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 17:30  توسط دو تا شیطون بلا(سحرو لیلا) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
فی ذکر مقامات و احوال سحر و لیلا(علیه رحمه الثنا)
آن سلطان های وبلاگ نویسی ، آن شیخ های همیشه آن لاین ، آن بهترین کاربران اینترنت ، آن بلاگر ان نامی معروف به شیطون بلا
روز تولدشان سال 1365 هجری شمسی موافق با 1406 هجری قمری ..... آمده است که چندیست به خیل بیکاران تحصیل کرده پیوسته و از بامداد تا شامگاه در سرایی کافی نت نام پلاسند
گویند روزی آنان را دیدند در کافی نت نشسته و خیره به مانیتور مینگریستند و می گفتند : یا وبلاگ ....یا وبلاگ ....یا وبلاگ ..... مریدانشان به گردشان آمدند چون حالشان بدیدند پرسیدند : این چه ذکریست؟ گفتند : آن است که چون بیاموزی محبوب خلق شوی و پس از آن وبلاگی بنا نمودند تا آیندگان از آموخته هایشان بهره بگیرند و توشه آخرت نمایند ....درود خدا بر آنان باد ....

سلام سلام صد تا سلام
خوبین....خوشین....سلامتین دماغتون چاقه.........خوب خدا رو شکر
اگه دختری که خوش اومدی اما اگه پسری که لابد از سر فصل این وبلاگ ناراحت شدی......بابا بی خیال دنیا......همش یه جور شوخی وطنزه..........تو هم خوش اومدی........بعدا پسرا نگن تو این وبلاگ تبعیض نژادی صورت گرفته هان..........نظر هم بدید تا مطالب طنز قشنگتری براتون بزاریم.... راستی بچه ها این عکس که بالا گذاشتیم عکس خواهر زاده لیلا جونه ....قربونش برممممم...خوشکله نه..... راستی حتما تو نظر سنجی شرکت کنید
بای تا بعد

پیوندهای روزانه
عكس عاشقانه - موزيك - اس ام اس - طنز
بزرگترین وبلاگ نانسی
اشک خدا
پندنامه
لنا و الینا
مخلص همه الاف ها
میکده ستاره جوووون
عمومی اخبار بازی نرم افزار
عاشقان آبی یوونتوس
مشکی پوش کوچولو
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
پیوندها
عشق تنها
لیلا دیگه تنها نیست
چرت و پرت های یه پسر شیطون
زینب جون
پسر بد
بچه ایرونی
پسر جهنمی
بهراد
پروشات(مریم)
عاشق بی عشق
کانتر
همیشه غایب
عاشق
عشق سحر و حامد
مشکی رنگ عشقه(عسل جون)
ني ني كوچولو
مريم و علي
گوز خونه
عاشقان عشق
مرد سالاري
فوري جون
پرستو
غريبه
پسر جهنمي رشت
دختران لجباز
هر چيز كه شما بخواهيد..
تبلیغات شما تنها با 6000 تومان در ماه در اشعار فرشاد
چشماي باروني
تا كامران و هومن هست زندگي بايد كرد
بي رنگ تر از آينه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان